X
تبلیغات
asheghaneh عاشقانه

asheghaneh عاشقانه

asheghaneh عاشقانه

                    

 

ButterfliesButterflies

 

به نام آنکه اشک را آفرید تا فرونشاند آتش دل را
به نام آنکه مهر و محبت را عطا کرد تا عشق زاده شود
به نام آنکه عشق را ارزانی کرد تا زندگی مفهوم یابد...
و به نام آفریننده زیبایی هاُ، خداوند بخشنده و مهربان


تنهايى را دوست دارم زیرا بى وفا نيست

تنهايى را دوست دارم زيرا عشق دروغین در آن نيست

تنهايى را دوست دارم زيرا تجربه كردم

تنهايى را دوست دارم زيرا هميشه تنها بوده ام

تنهايى را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست




آرزو دارم شبي عاشق شوي

آرزو دارم بفهمي درد را

تلخي برخوردهاي سرد را

مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني

مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني

مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من

نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني




عشق چيست؟ چه واژه ي غريبي ! چرا همه عاشق مي شوند ؟ چرا عاشق ها جدا مي مانند ؟ چرا عشق به معناي رنج و عذاب و جدايي است ؟ آري من عاشق شدم ،عاشق تر از همه مي دانم كه باور نمي كني . اما من عاشقم ، عشقي كه هيچ وقت نميميرد ! عاشقي كه هيچ وقت عشقش را فراموش نمي كند،عاشقي كه معشوقش از عشق او نسبت به خودش خبر ندارد . عاشقي كه حتي نميداند كه معشوقه ي او عاشقش است يا نه ؟ نمي ترسم از هيچ چيز نمي ترسم از هيچ كس برای رسيدن به او هراسي ندارم . نه ، نمي توانم فراموشش كنم ,با او زنده ام با او نفس مي كشم دردنيا تنها اوست كه دوستش دارم . وقتي كه شبها گريه ميكنم آرزو ميكنم بميرم نمي دانم شايد نبايد به اين زودي عاشق ميشدم ، ولي شدم در يك لحظه عاشقش شدم يك عشق پاك . هر شب آرزو ميكنم از هر راهي كه شده خبري از او به من ميرسيد كه آيا دوستم دارد يا نه ؟ اگر فقط اين را مي فهميدم . اگر عاشقم بود عاشقش هستم ولي اگر عاشقم نبود



گفته بودم كه اگربوسه دهي توبه كنم كه دگربارازاين گونه خطاها نكنم
بوسه اي چوبرداشت لب از روي لبم توبه كردم كه دگرتوبه بيجا نكنم



عاشقتم

شبا به اميد چشات چشمامو رو هم مي زارم شايد توي خوابم بياي بشه باهات حرف بزنم

چشام شبا بارونيه به التماسه اون چشات هي التماست مي کنم . فقط براي يک نگاه

حالا ديگه چرخ فلک نمي چرخه به کام من چه کار کنم . عاشقتم . اينه فقط گناه من

حالا حتي نبودنت برام يه دنيا بودنه خيال نکن دروغ مي گم . اشکام گواه حرفمه

خيال نکن ميشه بري يه روزي از خاطر من مي خوام بازم بهت بگم :

عاشقتم اينه فقط گناه من




عشق را چگونه تفسیر می کنید ؟

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون

Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

No! Therefore I cannot love you
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم

True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه

+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

 

                            

 

 

 دانی اولین بوسه جهان چگونه کشف شد؟
 
 درزمانهای بسیاردورزن ومردی پینه دوز
 یک روزبه هنگام کاربوسه راکشف کردن.
 مرددستهایش به کاربود،
 تکه نخی رابا دندان کند،
 به زنش گفت: 
 بیا این راازلب من بردارو بینداز .
زن هم دستهایش به سوزن ووصله بود،
 آمد نخ راازلبهای مرد بردارد دید دستهایش بند است 
 گفت چکارکنم؟  
 ناچار با لبهایش برداشت،
 شیرین بود. ادامه دادن
 

                  

 

 

  محاكمه عشق...


جلسه محاكمه عشق بود و قاضي عقل ، 

                             
و عشق را محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز کرده بود


يعني فراموشي ،
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا با او مخالف بودند


قلب شروع كرد به طرفداري از عشق


آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي


اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي


و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟


همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند


تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند !


ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده

 
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟


قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود


و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند


و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم .


 پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم...

 

 
 

یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون

که نکنه کسی اشکات وببینه و بهت بخنده ...

 گفتم:  اگه بارون نیومد چی ؟؟؟ گفتی اگه چشمای قشنگ تو

بباره آسمون گریه اش میگیره ...

گفتم : یه خواهش دارم ... وقتی آسمون چشمام خواست بباره

تنهام نذاری ...

گفتی : به چشم ...

حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره ...

تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم میخندی .

 
 
 
5392963177-69051057.jpg
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

           

 

 

                     

گفتمش دل میخری  ؟
پریسد چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند
 خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز امدم اورفته بود
دل زدستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود

 

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

Asheghane tarin AX ha dar www.30ndrela.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 9:49 بعد از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

 

      

 گروه ترانه ها

                                    

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

                                         

 

                                          

 

من اهنگ غريب روزگارم..غمي در انتهاي سينه دارم...تمام هستيم يك قلب پاك است.. كه ان را زير پايت ميگذارم... 

 

 

                 

در جواني ناله کردم کسي يادم نکرد
در قفس جان دادم و صياد آزادم نکرد
آرزوي مرگ کردم، مرگ هم يادم نکرد
روزگار بي مروّت لحظه اي شادم نکرد

                    

    

دلم می خواست همچون کبوتری بودم و بر قلب کوچکت آشيانه می کردم و هميشه مهمان تو بودم. دلم می خواست تا رگی از بدنت بودم تا اين زمانه نتواند ما را از هم جدا کند. من غم را در سکوت و سکوت را در شب و شب را در بستر و بستر را برای فکر کردن به تو دوست دارم. من تو را به خاطر عشقت و عشق پاکت را به خاطر دلم و دلم را برای عشق به تو دوست دارم.

 

                              

 

دادم به غمت شادی اين هر دو جهان را

گر عشق نباشد که کشد بار گران را؟

                             rose.jpg rose image by anhsorryhp

         

 شد م غرق تماشای تو ای دوست

اسير چشم شهلاى تو ای دوست

مرو امشب بمان در محفل ما

كه دارم بس تمناى تو اى دوست

oclick to comment

 

اگر کردی بهارا یاد ما را

هوای کوی غم آباد مارا

بگیر از کوچۀ دلگیر پائیز

سراغ منزل فریاد ما را

 

 

           PhotobucketPhotobucketPhotobucketzare mahmood        

نگاه هايي هستند که انسان را تا عمر دارد مي‌گرياند و دلش را خاکستر ميکند!

راه هايي هستند که تا به مقصد برسد تاب و توانت را از دست ميدهي!

قلبهابي هستند که غمها و دردها شکسته و پيرشان کرده اند!

انسانهايي هستند که هرگز فراموش نمي شوند!

دوستها و عشقهايي هستند که دوست داشتند ولي به مانند تو فراموش کردند!

          ولي عشق من تا لحظه اناالله وانا اليه راجعون در قلبم زنده مي ماند!

click to comment

 

دلم می خواست من باشمو تو با یک دنیای خالی.دوست داشتم تو باشی منو دو قلب ﭘر احساس.اما نمیشه

بدون تو دنیا برام ارزشی نداره.کاش خودم می مردم. اما مرگ لحظه های ﭘر احساس زندگیمو نمی دیدم.خدایا چه سخته.تحملش چه سخته

اما می دونم که اگه نشد باهم باشیم .اما قلبامون هنوز باهمه.من الان بیش از هر زمانی اون دلی که بهم دادی تو قلبم حس می کنم

امشب اگه تنهام

         اگه نیستی باهم اشک بریزیم.اما ضربان قلبتو توی دلم احساس

 

دلم می خواست همچون کبوتری بودم و بر قلب کوچکت آشيانه می کردم و هميشه مهمان تو بودم. دلم می خواست تا رگی از بدنت بودم تا اين زمانه نتواند ما را از هم جدا کند. من غم را در سکوت و سکوت را در شب و شب را در بستر و بستر را برای فکر کردن به تو دوست دارم. من تو را به خاطر عشقت و عشق پاکت را به خاطر دلم و دلم را برای عشق به تو دوست دارم.

 

MySpace Graphics

 

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم

               اما گریه به من نیاموخت چگونه زندگی کنم

               تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم

               اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم

 

                        Photobucket        zare mahmood           

click to comment

 

                                                     click to comment                          

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

 

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد

Butterflies

 عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم

داستان عشق

Love Story

از کجا آغاز کنم

Where do i begin

برای تعریف این داستان

To tell the story

که یک عشق تا چه حد می تواند عظیم باشد

Of how great ful love can be

داستان شیرین عشق

The sweet love story

که از دریا نیز قدیمی تر است

That is older than the sea

که ترانه حقیقت را می خواند

That sings the truth

آنچه که او از عشق برایم می آورد

about the love she brings to me

از کجا شروع کنم

Where do i start

با اولین سلام

With the first hello

او منظورش را به من فهماند

She gave the meaning

در این دنیای پوچ من

To this empty world of mine

تا کنون نبوده ام 

That never did

درعشقی دیگر و باری دیگر

Another love another time

او به سوی زندگی من آمد

She came into my life

و زندگی خوبی برایم فراهم نمود

And made a living fine

او قلبم را فرا می گیرد

She fills my heart

با چیزهای بسیار مخصوص خود

With very special things

با ترانه یک فرشته

With angel songs

با تصوراتی سراسر شوق

With wild imaginings

او وجودم را فرا می گیرد

She fills my soul

با عشقی فراوان

With so much love

به حدی که به هرجا که می روم 

That anywhere i go

هرگز تنها نیستم

Im never lonely

کسی که با او باشد 

With her along

چگونه می تواند تنها باشد

who could be lonely

دستانش را لمس می کنم

I reach for her hand

هیمشه اینجاست

Its always there

چه زمانی لازم است 

How long does it last

تا بتوان عشقی را اندازه گرفت

Can love be measured

با ساعات روز

by the hours in a day

پاسخی ندارم ، نه

I have no answers no

اما بیش از این نمی توانم بگویم

But this much i can say

می دانم که به او نیاز خواهم داشت

I know ill need her

تا این داستان عشق به سوختنش ادامه می دهد

till this love song burn away

و او در انجا خواهد بود …

And she;ll be there

چه زمانی لازم است 

How long does it last

تا بتوان عشقی را اندازه گرفت

Can love be measured

با ساعات روز

by the hours in a day

پاسخی ندارم ، نه

I have no answers no

اما بیش از این نمی توانم بگویم

But this much i can say

می دانم که به او نیاز خواهم داشت

I know ill need her

تا این داستان عشق به سوختنش ادامه می دهد

till this love song burn away

و او در انجا خواهد بود …

And she'll be there

ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بازيا از چشمت جاري ميشه

 تو دريايي و من موجي اسيرم...كه مي خواهم در آغوشت بميرم... بيا درياي من آغوش بر كش...نمي خواهم جدا از تو بميرم

مهرباني را در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود
 
 

 

خدایا! تا غرورم خرد گشته

نهال صبر من هم ترد گشته

دلم بیچاره مانند کسی که

زدست بی کسی ها مرد گشته 

click to comment

 

 باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.

 

عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد.

 از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين آتش عشق است نسوزد همه كس را

 


 من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم
                
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
           
 غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر
 
     
     شیشه ی پنجره را باران شست

                      چه کسی یاد تو را از دل من خواهد شست

                 

     

  من هيچی ندارم كه نثارت بكنم
   تا فدای چشمای مثل بهارت بكنم

          مي درخشی مثل يه تيكه جواهر توی جمع
           من می ترسم عاقبت ، يه روز قمارت بكنم

                    من مثل شبای بي ستاره سرد و خاليم
                    خب می ترسم جای عشق ، قصه و رؤيا ببینم

                              تو مثل قصه پر از خاطره هستی ، نمی خوام
                               منه بی نشون تو رو نشونه دارت بكنم

                                           تو كه بيقرار ديدن شب و ستاره ای
                                             واسه ديدن ستاره بی قرارت بكنم


                                                        مثل دريا بيقراری ، نمی توني بمونی
                                                         من چرا مثل يه بركه موندگارت بكنم


                                                               تو بگو خودت بگو ، با تو بمونم يا برم
                                                                آخه من نمي خوام كه تو رو غصه دارت بكنم 

          .

 

 

آسوده دلان را غم شوریده سران نیست

                             این طایفه را غصه ی رنج دگران نیست

ای همسفران باری اگر هست ببندید

                           

                              این ملک اقامتگه ما رهگذران نیست      

 

        

 

 

 

               

 عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است

 

عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است

 

 عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است

 

عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست

 

 بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

 

 

 

 گفتم
نمیدانم که در قید چه هستی ... طرفدار خدا یا بت پرستی
نمیدانم در این دنیای مهشر ... به چه عشقی چونین ساکت نشستی
گفت

طرفدار خدای عشقم ای یار ... از این عاشق کشی ها دست بردار
که کار بت پرست بی وفایی ... نه من که غصمه درد جدایی
 
گفتم
خدارا با تو هرگز نیست کاری ... که تو خود ناخدای روزگاری
به روی زورقی درهم شکسته ... مثل ماهی که رو ابرا نشسته

 عشق یعنی.......

 

زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد

با وفاترین دوست به مرور زمان بی وفا شد

این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است و

این بی وفایی ار دوست نیست از روزگار است


زندگی چیست؟ خون دل خوردن

                   اولش رنج و آخرش مردن

 

 

                                    

در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در میزند

در را گشودم روی او دیدم غم است در میزند

ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا

غم با آن همه بیگانگی هر شب به من سر میزند

 

                     

 

در دریایی که نیست کسی یار کسی

کاش که یا رب نیفتد به کسی کار کسی

هر کس آزار دل زار من پسندید ولی

نپسندید دل زار من آزار کسی

    zwani.com myspace graphic comments

 

ميدوني فرق تو با عشق زندگي و گل چيه ؟ عشق يك كلمه هست ولي تو معني ان هستي ، زندگي يك اجبار هست ولي تو دليل آن هستي ، گل يك گياه هست ولي تو عطر آن هستي

 

 

 

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

asheghaneh7  

عزیزان اگه از وبلاگ خوشتون میاد و نظری درباره تغییر وبلاگ دارید در قسمت نظر در آخر هر پنجره نظر خودتون رو به من بدهید  خوشحال میشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

  

تمام عمر بستيم وشكستيم

بجزء بار پشيماني نبستيم

جواني را سفر كرديم تا مرگ

نفهميديم به دنبال چه هستيم

عجب آشفته بازاري است دنيا

عجب بيهوده تكراري است دنيا

چه رنجي از محبت ها كشيديم

برهنه پا به تيغستان دويديم

نگاه آشنا در اين همه چشم

نديديم ونديديم ونديديم

سبك بالان ساحل ها نديدند

به دوش خستگان باري است دنيا

مرا در موج حسرت ها رها كرد

عجب يار وفا داري است دنيا

عجب آشفته بازاريست دنيا

عجب بيهوده تكراري است دنيا

ميان آنچه بايد باشد ونيست

عجب فرسوده بازاريست دنيا

عجب خواب پريشاني است دنيا

عجب درياي طوفاني است دنيا

عجب يار وفا داري است دنيا

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ی ممنوع ولی لب هایم

هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ کس ! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها

          عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است.

 

 

 

 يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پُر ز ليلا شد دل پر آه او

عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمي کنند .

 

Photobucket

click to comment

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Flowers, Roses

 

عشق امانت با ارزشی ست که هر کسی تو قلبش میزاره برای همینه که هر وقت بخوای عشقت رو از کسی پس بگیری باید قلبشو بشکونی

 


كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه به هم كمي لطف ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

Roses

 

        

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کني

 

 

 Roses

 

در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در ميزند.. در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند. اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند

 

 

بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن

                             Roses

دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
اي كاش دلم امشب بگريد، شايد كه بغض عشق در چشمانم بشكند....

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است 

 

Roses...

 

 

اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نيست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

 

 

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و بجای این که لبریزه کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیره آواره غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت برسه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت اروم زیره لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Flowers, Roses

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط عباس صالحی  | 

کسانی که براي فراموش كردن گذشته خود راه جديدی رادرزندگي پيش می گيرند

 ودرهمان حال هم می خواهند که اندکی از زندگی گذشته خودرانيزحفظ کنند،عاقبت به خاطر

 همان اندك ياد گذشته شان به رنج خواهند افتاد...!

پس چه بهتركه قبل ازآنكه قدم در اين راه بردارند هرآنچه كه درياد دارندرا فراموش كنند وبه

 زندگي جديد كه در پيش راه دارند بي انديشند...!

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Flowers, Roses

بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم
هر که ارد سخن از عشق به آن می خندم
روزی آنقدر دلم سوخت که خاکستر شد
بعد از آن روز به روز دگران می خندم
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کارم از گریه گذشته است بدان می خندم......

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Flowers, Roses

بین دو راهی موندم تو کوچه های غربت
انگار که نا نداره پاهام برای حرکت
می نویسم رو دیوار از درد این غریبی
از اون روزای رفته روزای ناشکیبی
از بوی خوب گلها تو باغچه محبت
از زخم کهنه دل تو روزگار غربت
از سرزمین غمها نامه برات نوشتم
تاکه تو هم بدونی چی شده سرنوشتم

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Flowers, Roses

 

نفرين به اون کسايي که روي دلا پا مي ذارن

تا که مي بينن عاشقي ميرن و تنهات مي ذارن

نفرين به آدمايي که تو سينه ها دل ندارن

عاشق عاشق کشين ، رحم و مروت ندارن

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Flowers, Roses

چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد

چرا نگاه هايت آنقدر غمگين است ؟

چرا لبخندهايت آنقدر بي رنگ است ؟

اما افسوس . . . هيچ كس نبود

هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره .

اري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي . . .

و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است

 

 click to comment

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط عباس صالحی  |